برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

30

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

در تفاوت با سامره ، نيشاپور شهرى است كه بتدريج رشد كرده است و شالودهء آن به عصر ساسانى بازمىگردد و تا اواسط قرن ششم هجرى قمرى / دوازدهم ميلادى نيز مركز مهمى باقى ماند . حفريات انجام‌شده تاكنون فقط تپه‌هاى منفرد را برش داده است . شهرى ساسانى نيز تاكنون در آن يافت نشده است . برعكس اين شهر نشانگر دورهء شكوفايى طاهريان است و نيز نشانگر عصر شكوفاى جديدى است كه تحت حكومت سامانيان پس از برخوردهاى اشغالى صفاريان پيش آمد ، و بعدها توسط غزنويان و سلجوقيان از بين رفت . زلزلهء سال 534 ه / 1140 م و تخريب شهر توسط تركان غز در سال 548 ه / 1153 م را مىتوان - هرچند نه به طور مطلق - نقطهء پايان آن شمرد . در نيشاپور خرابه‌هايى بر روى زمين به دست نيامده است . بناهاى حفارىشده قابل مقايسه با سامره نيست . هر قصر ، تنها شكل ساده‌اى دارد . از دو مسجد كوچك ، از يكى فقط محوطهء ميانى با دو ستون ، و از ديگرى يك ايوان باقى است . اغلب خرابه‌هاى باقيمانده خانه‌هاى شخصى است . جنبه‌هاى حاصل از اين حفاريها تاكنون مربوط به تزيينات داخلى اطاقها و هنرهاى كوچك بوده است . كار از هر نظر شبيه سامره است ، يعنى پوشش پايه‌هاى اصلى ( فقط در اطاقهاى مجزا ) با ورقه‌هاى گچى است ، و تزيين سطح فوقانى ديوار به‌وسيلهء نقاشى صورت گرفته است . مانند سامره ، تزيينات گچى تجملى خالص است و به‌عكس سامره سبك C ) با قالب ، پرس نشده ، بلكه مانند سبك A و B سامره با كارد برش داده شده است . نقشهاى پيكره‌اى مانند آنجا فقط در نقاشى به چشم مىخورد ، امّا اينها در نيشاپور به شدت بيشترى تحت نفوذ ساسانى بوده است تا در سامره . سبك سامره ، در واقع تركيبى از سبك ساسانى و هلنى را نشان مىدهد . وجود نقاشيهاى ديوارى مكشوفه در نيشاپور به سبك تزيينات گچى ، در سامره قابل اثبات نيست . بدين ترتيب تزيينات اطاقها در نيشاپور با وجود قرابت اساسى با نمونه‌هاى سامره ، آشكارا نقطهء شروع جداگانه‌اى را نشان مىدهد كه به‌وسيلهء احياء كامل عناصر ساسانى و تأثيرات آسياى مركزى شكل